معنی ۱neutral · 85%
احساس سوزنسوزن شدن خفیف روی پوست.
مثالهای طبیعی
A tingle ran down my arm.
حس گزگزی در بازویم دوید.
She felt tingles in her fingertips.
او در نوک انگشتانش گزگز احساس کرد.
Did you notice a tingle after touching the wire?
بعد از لمس سیم احساس گزگز داشتی؟
نکتهٔ کاربردی
tingle حس جسمی است و بهعنوان فعل هم به کار میرود.
