معنی ۱informal · 80%
تلاشی برای ایجاد تغییرات کوچک در یک وسیله به قصد بهترکردن عملکرد آن.
مثالهای طبیعی
I will have a tinker with the radio tonight.
امشب کمی با رادیو ور میروم تا تنظیمش کنم.
After a brief tinker, the gears shifted smoothly.
بعد از کمی دستکاری، چرخدندهها روان کار کردند.
Give the printer a tinker before calling support.
پیش از تماس با پشتیبانی، کمی با تنظیمات چاپگر ور برو.
نکتهٔ کاربردی
این معنای اسمی غیررسمی بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است. فعل tinker with در گونههای مختلف انگلیسی شناختهشدهتر است.
