معنی ۱neutral · 85%
نوارها یا رشتههای باریک و براق برای تزئین، بهویژه در جشنها.
مثالهای طبیعی
They draped silver tinsel over the tree.
آنها ریسههای نقرهای براق را دور درخت آویختند.
The window glittered with red and gold tinsel.
پنجره با ریسههای قرمز و طلایی برق میزد.
Tiny pieces of tinsel covered the floor.
تکههای ریز ریسهٔ براق همهجای کف اتاق ریخته بود.
نکتهٔ کاربردی
این اسم معمولاً غیرشمارشپذیر است؛ برای یک رشته باید a strand of tinsel گفت، نه one tinsel.
