کسی که اندکی الکل نوشیده و کمی بیتعادل شده، ولی خیلی مست نیست.
مثالهای طبیعی
He felt tipsy after two glasses of wine.
او پس از دو لیوان شراب کمی مست شده بود.
She appeared tipsy at the dinner party.
در مهمانی شام اندکی سرخوش و مست به نظر میرسید.
Are you too tipsy to drive safely?
آنقدر الکل خوردهای که رانندگی برایت ایمن نباشد؟
نکتهٔ کاربردی
tipsy غیررسمی و به معنی مستی خفیف است؛ پس از نوشیدن الکل رانندگی نکنید.
