یکدهمِ درآمد یا محصولِ فرد که برای پشتیبانی از نهادی مذهبی پرداخت میشود.
مثالهای طبیعی
She gives a tithe of her earnings to the church.
او یکدهمِ درآمدش را به کلیسا میدهد.
Farmers once paid tithes in grain rather than money.
کشاورزان در گذشته عُشر را بهجای پول با غله میپرداختند.
The congregation debated whether the tithe should remain voluntary.
اعضای جماعتِ مذهبی بحث کردند که آیا پرداختِ عُشر همچنان باید داوطلبانه بماند یا نه.
نکتهٔ کاربردی
عُشر برخلاف کمکِ مالی با مبلغِ نامشخص، دقیقاً یکدهم است.
