معنی ۱neutral · 90%
یکی از پنج بخش کوچک در انتهای پای انسان
مثالهای طبیعی
I hurt my toe on the table.
انگشت پایم به میز خورد و آسیب دید.
The sand felt warm between my toes.
ماسه بین انگشتان پایم گرم بود.
She broke two toes playing football.
او هنگام فوتبال بازی کردن دو انگشت پایش را شکست.
نکتهٔ کاربردی
شکل جمع انگلیسی `toes` است.
ترکیبهای رایج
— بزرگترین انگشت پا

