رفتار، شرایط یا دیدگاهی را که فرد دوست ندارد یا با آن مخالف است پذیرفتن یا مجاز دانستن
مثالهای طبیعی
The company will not tolerate harassment in any form.
شرکت هیچ شکلی از آزار و اذیت را تحمل نخواهد کرد.
A democracy must tolerate peaceful criticism of its institutions.
یک دموکراسی باید نقد مسالمتآمیز نهادهای خود را تحمل کند.
She refused to tolerate colleagues arriving consistently late.
او حاضر نشد دیر رسیدن مداوم همکاران را تحمل کند.
نکتهٔ کاربردی
`tolerate` اغلب القا میکند که چیزی ناخوشایند یا نامطلوب است، اما بااینحال پذیرفته یا مجاز دانسته میشود.
