معنی ۱formal · 85%
اجازهدادن به تداوم باورها یا رفتارهایی که با آنها موافق نیستیم.
مثالهای طبیعی
Toleration of opposing views supports open debate.
مدارا با دیدگاههای مخالف به گفتوگوی آزاد کمک میکند.
The school adopted a policy of religious toleration.
مدرسه سیاستی مبتنی بر مدارای دینی اتخاذ کرد.
Public toleration grew as the community became more diverse.
با متنوعترشدن جامعه، مدارای عمومی افزایش یافت.
نکتهٔ کاربردی
toleration لزوماً به معنای تحسین یا موافقت نیست. tolerance در گفتوگوی روزمره رایجتر است.
