هزینهای که برای استفاده از جاده، پل، تونل یا زیرساخت مشابه پرداخت میشود
مثالهای طبیعی
Drivers pay a toll before entering the tunnel.
رانندگان پیش از ورود به تونل عوارض میپردازند.
New tolls will fund maintenance of the bridge.
عوارض جدید هزینهٔ نگهداری پل را تأمین خواهد کرد.
The faster route includes a substantial toll.
مسیر سریعتر شامل عوارض قابلتوجهی است.
نکتهٔ کاربردی
`toll` خودِ هزینه است؛ `toll road` یا `toll bridge` زیرساختی است که این هزینه برای آن دریافت میشود.
