معنی ۱neutral · 90%
غذایی گرد و معمولاً قرمز که روی یک گیاه رشد میکند و بهصورت خام یا پخته خورده میشود
مثالهای طبیعی
I need a tomato for the salad.
من برای سالاد به یک گوجهفرنگی نیاز دارم.
She bought four tomatoes at the market.
او چهار گوجهفرنگی از بازار خرید.
Cut the tomato into small pieces.
گوجهفرنگی را به تکههای کوچک برش بزن.
نکتهٔ کاربردی
برای یک گوجهفرنگی از tomato و برای دو یا بیشتر از tomatoes استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— سس که عمدتاً از گوجهفرنگی درست میشود

