معنی ۱neutral · 85%
بنا یا مکان محصوری که پیکر یک فرد در آن دفن شده است
مثالهای طبیعی
Workers discovered a stone tomb near the hill.
کارگران نزدیک تپه یک آرامگاه سنگی پیدا کردند.
The tomb contains the remains of a former ruler.
پیکر بهجامانده از یک فرمانروای پیشین در این آرامگاه قرار دارد.
Tourists walked past several tombs in silence.
گردشگران در سکوت از کنار چند آرامگاه گذشتند.
نکتهٔ کاربردی
Tomb به سازه یا محل تدفین گفته میشود؛ grave اغلب به گودال یا قطعهزمینی اشاره دارد که فرد در آن دفن شده است.
