معنی ۱neutral · 85%
کتابی بزرگ و سنگین که اغلب اطلاعاتی مفصل یا جدی دارد.
مثالهای طبیعی
The librarian handed me a dusty tome on architecture.
کتابدار کتاب قطور و خاکگرفتهای دربارهٔ معماری به من داد.
Despite its length, the tome remains readable.
این کتاب قطور با وجود حجمش همچنان خواندنی است.
His collection of historical tomes filled three boxes.
مجموعهٔ کتابهای قطور تاریخی او سه جعبه را پر کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
tome بسته به بافت میتواند تحسینآمیز، طنزآلود یا کمی انتقادی نسبت به حجم کتاب باشد؛ معادل هر نوع کتاب نیست.
