معنی ۱neutral · 89%
فاقد بیان آشکار احساسات در آهنگ و لحن صدا.
مثالهای طبیعی
His toneless answer made her worry.
پاسخ بیاحساس او نگرانش کرد.
Read the line in a deliberately toneless voice.
این جمله را عمداً با لحنی یکنواخت و بیاحساس بخوان.
She sounded almost toneless after hearing the news.
بعد از شنیدن خبر، صدایش تقریباً هیچ فرازونشیب احساسی نداشت.
نکتهٔ کاربردی
اغلب برای گفتاری به کار میرود که تغییر زیر و بمیِ بیانگر احساسات در آن کم است؛ لزوماً به این معنی نیست که گوینده هیچ احساسی ندارد.
