معنی ۱neutral · 90%
یکی از بخشهای سخت و سفید داخل دهان که برای گاز زدن غذا استفاده میشود
مثالهای طبیعی
My tooth hurts when I eat.
وقتی غذا میخورم، دندانم درد میکند.
I brush my teeth every morning.
من هر صبح دندانهایم را مسواک میزنم.
The dentist checked my broken tooth.
دندانپزشک دندان شکستهٔ من را بررسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای یک دندان از tooth و برای دو یا بیشتر از teeth استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— دندانی که در جلوی دهان قرار دارد

