معنی ۱neutral · 95%
بالاترین بخش یا سطح بالایی یک چیز
مثالهای طبیعی
We finally reached the top of the hill.
بالاخره به بالای تپه رسیدیم.
Write your name at the top of the page.
نامت را بالای صفحه بنویس.
Birds were sitting on the roof tops.
پرندگان روی قسمتهای بالایی سقفها نشسته بودند.
نکتهٔ کاربردی
پیش از چیزی که بالاترین بخش آن منظور است از the top of استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— بالاترین بخش چیزی

