معنی ۱neutral · 85%
سلاحی زیرآبی و خودپیشران که برای حمله به کشتی پرتاب میشود.
مثالهای طبیعی
The submarine carried a torpedo beneath its deck.
زیردریایی یک اژدر در زیر عرشهٔ خود حمل میکرد.
Two torpedoes struck the damaged vessel.
دو اژدر به شناور آسیبدیده اصابت کردند.
The crew spotted the torpedo approaching from the east.
خدمه اژدری را دیدند که از سمت شرق نزدیک میشد.
نکتهٔ کاربردی
torpedo در نقش اسم، سلاح را نام میبرد؛ اما در نقش فعل میتواند به معنای خرابکردن یک طرح باشد.
