با قدمهای نامتعادل ایستادن یا حرکتکردن، بهطوری که نزدیک باشد بیفتد.
مثالهای طبیعی
The toddler tottered across the kitchen floor.
کودک نوپا با قدمهای لرزان از کف آشپزخانه گذشت.
After hours of climbing, she tottered toward the shelter.
او بعد از ساعتها کوهنوردی، تلوتلوخوران بهسوی پناهگاه رفت.
The puppy was still tottering on its weak legs.
تولهسگ هنوز روی پاهای ضعیفش ناپایدار راه میرفت.
نکتهٔ کاربردی
totter حرکت بیثبات را بیان میکند؛ stagger ممکن است علاوه بر آن، از شوک، مستی یا ضربهٔ شدید ناشی شود.
