معنی ۱neutral · 95%
دست یا بخش دیگری از بدن را روی شخص یا چیزی قرار دادن.
مثالهای طبیعی
Please do not touch the paintings.
لطفاً به نقاشیها دست نزنید.
She touched the water carefully.
او با احتیاط آب را لمس کرد.
Do not touch me.
به من دست نزن.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی، touch شخص یا چیز را مستقیماً بهعنوان مفعول میگیرد.
ترکیبهای رایج
— صفحهنمایش را با انگشت لمس کردن

