معنی ۱neutral · 95%
سفر یا بازدیدی از یک مکان برای دیدن چیزهای جالب یا یادگیری دربارهٔ آن
مثالهای طبیعی
We went on a tour of the old city.
ما به یک تور در شهر قدیمی رفتیم.
The guided tour starts at ten.
تور همراه با راهنما ساعت ده شروع میشود.
The company offers several walking tours.
شرکت چند تور پیادهروی ارائه میدهد.
نکتهٔ کاربردی
پیش از مکانی که از آن بازدید میشود از tour of استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— توری که در آن یک راهنما اطلاعات ارائه میدهد

