معنی ۱neutral · 90%
در یک مکان یا چند مکان سفر کردن، بهویژه برای بازدید یا اجرا
مثالهای طبیعی
We toured the old city on foot.
ما پیاده در شهر قدیمی گشتیم.
The band toured Europe last summer.
گروه تابستان گذشته در اروپا تور برگزار کرد.
They spent two weeks touring around Italy.
آنها دو هفته را صرف سفر و گشتوگذار در ایتالیا کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Tour` میتواند مکان مورد بازدید را مستقیماً بهعنوان مفعول بگیرد.
ترکیبهای رایج
— در یک شهر گشتن و از مکانها دیدن کردن

