معنی ۱neutral · 90%
فردی که برای تعطیلات یا لذت به مکانی سفر میکند و از آن بازدید میکند
مثالهای طبیعی
She is a tourist from Canada.
او یک گردشگر از کانادا است.
Many tourists visit this city every summer.
گردشگران زیادی هر تابستان از این شهر بازدید میکنند.
I'm a tourist, so I need a map.
من یک گردشگر هستم، بنابراین به یک نقشه نیاز دارم.
نکتهٔ کاربردی
tourist به کسی گفته میشود که بهطور موقت، معمولاً برای تعطیلات یا تفریح، از مکانی بازدید میکند.
ترکیبهای رایج
— مکانی که گردشگران زیادی از آن بازدید میکنند

