معنی ۱neutral · 86%
بهسمتِ شخص، مکان یا چیزی.
مثالهای طبیعی
We walked toward the river after lunch.
بعد از ناهار بهسمت رودخانه قدم زدیم.
He turned his face toward the window.
او صورتش را بهسمت پنجره چرخاند.
A child ran toward me through the crowd.
کودکی از میان جمعیت بهسمت من دوید.
نکتهٔ کاربردی
Towards صورت نوشتاری رایج دیگری است که بهویژه در انگلیسی بریتانیایی دیده میشود.
