معنی ۱neutral · 90%
در جهتِ یک شخص، مکان یا هدف
مثالهای طبیعی
She walked towards the station.
او بهسمت ایستگاه رفت.
The dog ran towards us.
سگ بهسمت ما دوید.
Move towards the exit slowly.
آهسته بهسمت خروجی حرکت کن.
نکتهٔ کاربردی
towards جهت حرکت را نشان میدهد، اما لزوماً به معنی رسیدن به مقصد نیست.
