معنی ۱neutral · 95%
رسم یا شیوهای برای انجام کاری که مردم مدت زیادی آن را ادامه دادهاند
مثالهای طبیعی
Eating together on Sunday is a family tradition.
با هم غذا خوردن در روز یکشنبه یک سنت خانوادگی است.
The tradition of dancing continues every year.
سنت رقصیدن هر سال ادامه پیدا میکند.
Different countries have different traditions.
کشورهای مختلف سنتهای متفاوتی دارند.
نکتهٔ کاربردی
برای رسمی که در مدت طولانی و اغلب در چند نسل ادامه پیدا کرده است از tradition استفاده کن.

