معنی ۱neutral · 85%
بر پایهٔ آداب و روشهایی که از مدتها پیش رایج بودهاند
مثالهای طبیعی
This dish is traditionally served at weddings.
این غذا بهطور سنتی در عروسیها سرو میشود.
People traditionally gather here in spring.
مردم طبق سنت در بهار اینجا گرد هم میآیند.
The cloth was traditionally woven by hand.
این پارچه در گذشته طبق سنت با دست بافته میشد.
نکتهٔ کاربردی
Traditionally را پیش از فعل اصلی، یا پس از be و پیش از اسم مفعول در ساخت مجهول بیاورید.
