معنی ۱neutral · 90%
باعث یا شامل غم، رنج یا فقدان شدید
مثالهای طبیعی
The fire had tragic consequences for several families.
آتشسوزی برای چند خانواده پیامدهای فاجعهباری داشت.
The ending of the expedition was especially tragic.
پایان آن سفر اکتشافی بهویژه غمانگیز بود.
A more tragic result was avoided by the quick rescue.
با عملیات نجات سریع از نتیجهای فاجعهبارتر جلوگیری شد.
نکتهٔ کاربردی
`Tragic` بسیار قویتر از `sad` است و معمولاً مرگ، فقدان یا رنج جدی را توصیف میکند.
