معنی ۱neutral · 90%
وسیلهٔ نقلیهٔ بزرگی که روی ریل حرکت میکند و مردم یا کالاها را جابهجا میکند.
مثالهای طبیعی
I take the train to work every morning.
من هر صبح با قطار به محل کار میروم.
Our train leaves at nine o'clock.
قطار ما ساعت نه حرکت میکند.
Trains are a fast way to travel between cities.
قطارها راهی سریع برای سفر بین شهرها هستند.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان روش سفر از by train بدون حرف تعریف استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— محلی که قطارها برای مسافران در آن توقف میکنند
