مدت زیادی اینطرف و آنطرف راه رفتن، اغلب بیلذت یا بیهدف مشخص.
مثالهای طبیعی
We traipsed around town looking for a replacement charger.
برای پیداکردن شارژر جایگزین، همهجای شهر را زیر پا گذاشتیم.
She spent all morning traipsing through crowded museums.
او تمام صبح را با خستگی در موزههای شلوغ پرسه زد.
I refuse to traipse across the city again tonight.
حاضر نیستم امشب هم دوباره تمام شهر را زیر پا بگذارم.
نکتهٔ کاربردی
traipse معمولاً حس کلافگی یا خستگی دارد؛ walk خنثی است و trek بیشتر سفری طولانی را تداعی میکند.
