معنی ۱neutral · 90%
ویژگی یا خصوصیت مشخصِ یک شخص، حیوان یا چیز
مثالهای طبیعی
Patience is an important trait for anyone working with children.
صبوری ویژگی مهمی برای هر کسی است که با کودکان کار میکند.
She inherited several physical traits from her father.
او چند ویژگی جسمی را از پدرش به ارث برده است.
Confidence was the trait people noticed first in him.
اعتمادبهنفس ویژگیای بود که مردم اول از همه در او متوجه میشدند.
نکتهٔ کاربردی
`Trait` معمولاً به یک خصوصیت قابلشناسایی و نسبتاً پایدار یا چشمگیر اشاره دارد.

