روی چیزی محکم پا گذاشتن و به آن آسیب زدن.
مثالهای طبیعی
Visitors trampled the flowers near the path.
بازدیدکنندگان گلهای کنار مسیر را لگدمال کردند.
Don't trample the young plants.
گیاهان جوان را زیر پا له نکنید.
Crowds trampled over the abandoned decorations.
جمعیت از روی تزئینات رهاشده گذشت و آنها را لگدمال کرد.
نکتهٔ کاربردی
trample مستقیماً مفعول میگیرد؛ trample on میتواند بر تخریب یا بیاحترامی تأکید کند.
