معنی ۱neutral · 89%
یک مبادله یا فعالیت تجاری که در آن پول، کالا یا خدمات منتقل میشود
مثالهای طبیعی
The transaction appeared on my account immediately.
تراکنش بلافاصله در حساب من نمایش داده شد.
Each transaction requires a digital receipt.
هر تراکنش به یک رسید دیجیتال نیاز دارد.
International transactions may involve additional fees.
تراکنشهای بینالمللی ممکن است هزینههای اضافی داشته باشند.
نکتهٔ کاربردی
`Transaction` برای مبادلهای که توسط سامانه یا سازمان ثبت میشود، رسمیتر از `deal` است.
