گفتار را نوشتن یا اطلاعات را به متن تبدیل و رونویسی کردن.
مثالهای طبیعی
She transcribed the recorded interview.
او متن مصاحبهٔ ضبطشده را پیاده کرد.
Can software transcribe our meeting accurately?
آیا نرمافزار میتواند جلسهٔ ما را دقیق به متن تبدیل کند؟
The historian transcribed letters from the archive.
تاریخپژوه نامههای بایگانی را رونویسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
transcribe گفتار را به متن تبدیل میکند؛ translate زبان را تغییر میدهد.
