transfer
A1اسم/US /trænsfˈɝ/ trănsf-ƏR; UK /trænsfˈɝ/ trănsf-ƏR/
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
JadoLearn Dictionary
معنی transfer به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
انتقال، واکهداشتن، واکهداردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بذل کردن، عوض دادن، مبذول کردن
گریزاندن، بیگانه سازی، بیگانه کردن
دورکردن، بیگانه کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.