خون اهدایی یا اجزای آن را وارد جریان خون فرد کردن.
مثالهای طبیعی
Doctors transfused blood during the operation.
پزشکان هنگام عمل جراحی خون تزریق کردند.
The injured patient was transfused immediately.
بلافاصله به بیمار آسیبدیده خون تزریق شد.
Clinicians decide when to transfuse platelets.
پزشکان تصمیم میگیرند چه زمانی پلاکت تزریق کنند.
نکتهٔ کاربردی
میتوان گفت a patient is transfused with blood؛ همچنین blood is transfused into a patient کاربرد دارد.
