معنی ۱neutral · 88%
فرایندی که در آن اطلاعات، سیگنال یا بیماری از یک مکان یا شخص به مکان یا شخص دیگری منتقل میشود
مثالهای طبیعی
Signal transmission failed during the storm.
انتقال سیگنال هنگام طوفان قطع شد.
Ventilation can reduce airborne transmission indoors.
تهویه میتواند انتقال هوابرد بیماری را در فضای بسته کاهش دهد.
The transmission ended abruptly after a technical fault.
پخش پس از یک نقص فنی ناگهان قطع شد.
نکتهٔ کاربردی
اسم همراه معمولاً مشخص میکند چه چیزی در حال انتقال است.
