معنی ۱neutral · 90%
افراد یا کالاها را از مکانی به مکان دیگر جابهجا کردن
مثالهای طبیعی
Trucks transport goods across the country.
کامیونها کالاها را در سراسر کشور حمل میکنند.
The patient was transported to hospital by ambulance.
بیمار با آمبولانس به بیمارستان منتقل شد.
The company transports fruit from Spain to Germany.
شرکت میوه را از اسپانیا به آلمان حمل میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Transport` افراد یا کالاهای جابهجاشده را مستقیماً بهعنوان مفعول میگیرد.

