چیزی که بتوان آن را از جایی به جای دیگر منتقل کرد.
مثالهای طبیعی
The shelter uses transportable medical equipment.
این پناهگاه از تجهیزات پزشکی قابل انتقال استفاده میکند.
Is the artwork safely transportable?
آیا این اثر هنری را میتوان با ایمنی جابهجا کرد؟
We designed a transportable stage for small events.
برای رویدادهای کوچک صحنهای قابل حمل طراحی کردیم.
نکتهٔ کاربردی
transportable به امکان جابهجایی اشاره دارد، نه لزوماً حمل کردن با دست.
