معنی ۱neutral · 85%
از یک سوی چیزی به سوی دیگرش عبور کند، نه در امتداد طول آن.
مثالهای طبیعی
The transversal line intersects both parallel lines.
خط موربِ متقاطع هر دو خط موازی را قطع میکند.
She added a transversal mark across the diagram.
او یک علامت عرضی روی نمودار اضافه کرد.
The design includes transversal supports between the long beams.
این طرح دارای تکیهگاههای عرضی میان تیرهای بلند است.
نکتهٔ کاربردی
این صفت اغلب در ریاضیات به کار میرود؛ برای معنای عمومیِ عرضی، transverse رایجتر است.
