چیزی که رنج شدید عاطفی یا شوک ماندگار ایجاد میکند.
مثالهای طبیعی
The accident was traumatic for the family.
حادثه برای خانواده تجربهای بسیار آسیبزا بود.
She described a traumatic childhood experience.
او تجربهای تلخ و آسیبزا از کودکیاش تعریف کرد.
Can a traumatic event affect sleep?
آیا رویداد آسیبزا میتواند روی خواب اثر بگذارد؟
نکتهٔ کاربردی
traumatic هم شوک روانی و هم آسیب جسمی شدید را توصیف میکند.
