معنی ۱neutral · 95%
شخصی که در حال سفر است یا زیاد سفر میکند
مثالهای طبیعی
A tired traveller sat beside the gate.
یک مسافر خسته کنار گیت نشست.
Travellers should keep their passports safe.
مسافران باید از گذرنامههایشان بهخوبی مراقبت کنند.
The hotel is popular with business travellers.
این هتل میان مسافران کاری محبوب است.
نکتهٔ کاربردی
traveller املای بریتانیایی است؛ traveler املای معیار در انگلیسی آمریکایی است.
ترکیبهای رایج
— شخصی که برای کار سفر میکند

