با کشیدن توری بزرگ در آب ماهی صید کردن.
مثالهای طبیعی
The boat trawls for fish beyond the harbour.
قایق در آن سوی بندر با تور کششی ماهیگیری میکند.
Industrial fleets have trawled the seabed for decades.
ناوگانهای صنعتی دهههاست که بستر دریا را با تور کششی جارو کردهاند.
Crews are no longer trawling near the reef.
خدمه دیگر نزدیک صخرهٔ مرجانی با تور کششی ماهیگیری نمیکنند.
نکتهٔ کاربردی
trawl به صید با تور کششی اشاره دارد؛ troll فعل دیگری است و در این بافت اصطلاح معمول ماهیگیری نیست.
