با استفاده از اندازهگیریها از چند نقطهٔ معلوم، موقعیت چیزی را تعیین کردن.
مثالهای طبیعی
Rescuers triangulated the caller’s location using three towers.
امدادگران با استفاده از سه دکل، موقعیت تماسگیرنده را از راه مثلثبندی تعیین کردند.
The team triangulates signals from several receivers.
تیم، سیگنالهای چند گیرنده را برای تعیین موقعیت با هم ترکیب میکند.
Scientists were triangulating the animal’s position at dusk.
دانشمندان هنگام غروب داشتند موقعیت جانور را با مثلثبندی مشخص میکردند.
نکتهٔ کاربردی
موقعیت از چند نقطهٔ مرجعِ معلوم استنتاج میشود؛ در زبان عمومی این واژه اغلب برای مکانیابی با سیگنال یا برآوردهای مرتبط با GPS به کار میرود.
