معنی ۱neutral · 85%
با روابط ریاضی میان زاویهها و طول ضلعها سروکار داشته باشد.
مثالهای طبیعی
Students used trigonometric ratios to calculate the tower’s height.
دانشآموزان با استفاده از نسبتهای مثلثاتی ارتفاع برج را محاسبه کردند.
The bridge design required several trigonometric calculations.
طراحی پل به چند محاسبهٔ مثلثاتی نیاز داشت.
This identity is trigonometric, not algebraic.
این اتحاد، مثلثاتی است نه جبری.
نکتهٔ کاربردی
سینوس، کسینوس و تانژانت تابعهای مثلثاتیاند. این صفت را با geometric که معنای گستردهتری دارد اشتباه نگیرید.
