معنی ۱neutral · 85%
سه کشور یا سه گروه را در فعالیتی مشترک درگیر کند.
مثالهای طبیعی
The ministers announced a trilateral agreement on border security.
وزیران توافقی سهجانبه دربارهٔ امنیت مرزی اعلام کردند.
A trilateral summit brought three leaders together.
نشستی سهجانبه سه رهبر را گرد هم آورد.
Negotiations became trilateral when the third country joined.
با پیوستن کشور سوم، مذاکرات سهجانبه شد.
نکتهٔ کاربردی
trilateral معمولاً بر حضور سه طرف در روابط دیپلماتیک تأکید دارد؛ bilateral به دو طرف مربوط است.
