معنی ۱neutral · 90%
سفری به یک مکان که معمولاً با بازگشت همراه است.
مثالهای طبیعی
We are planning a trip to Italy.
ما در حال برنامهریزی یک سفر به ایتالیا هستیم.
Our class went on a trip to the museum.
کلاس ما به یک بازدید از موزه رفت.
The trip was long but very interesting.
سفر طولانی بود اما بسیار جالب بود.
نکتهٔ کاربردی
Trip معمولاً به یک سفر یا بازدید مشخص اشاره دارد، نه سفر کردن بهطور کلی.
ترکیبهای رایج
— سفری که برای کار انجام میشود

