میان سه گروهی برقرار باشد که در توافق یا مسئولیتی سهیماند.
مثالهای طبیعی
The government, unions and employers reached a tripartite agreement.
دولت، اتحادیههای کارگری و کارفرمایان به توافقی سهجانبه رسیدند.
A tripartite committee met to review workplace safety.
کمیتهای سهجانبه برای بررسی ایمنی محیط کار تشکیل جلسه داد.
The new partnership is tripartite: schools, parents and charities.
این مشارکت جدید سه طرف دارد: مدرسهها، والدین و مؤسسههای خیریه.
نکتهٔ کاربردی
این واژه اغلب برای توافق سهطرفهٔ دولت، کارفرمایان و کارگران به کار میرود.
