معنی ۱neutral · 85%
وسیلهای با سه پایه که دوربین یا شیء دیگری را ثابت نگه میدارد
مثالهای طبیعی
She placed her camera on a tripod.
او دوربینش را روی سهپایه گذاشت.
Adjust the tripod before you start filming.
قبل از شروع فیلمبرداری سهپایه را تنظیم کن.
The tripod kept our camera steady during the group photo.
سهپایه هنگام گرفتن عکس گروهی دوربین ما را ثابت نگه داشت.
نکتهٔ کاربردی
سهپایه سه پایه دارد و میتواند دوربین را بدون نگه داشتن با دست ثابت نگه دارد.
