معنی ۱neutral · 89%
موفقیت، دستاورد یا پیروزی بسیار مهم و چشمگیر
مثالهای طبیعی
The mission was a triumph of engineering.
این مأموریت یک موفقیت چشمگیر مهندسی بود.
Supporters celebrated the result as a major triumph.
حامیان این نتیجه را بهعنوان یک پیروزی بزرگ جشن گرفتند.
Their triumph over the champions surprised everyone.
پیروزی آنها بر قهرمانان همه را شگفتزده کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Triumph` از `success` معمولی قویتر است و لحن جشنآمیزتری دارد.
