نوعی حرکت سریع و منظم اسب که در آن جفت پاهای مورب همزمان حرکت میکنند.
مثالهای طبیعی
The horse moved into a trot.
اسب شروع به یورتمه رفتن کرد.
Keep the pony at a steady trot.
اسبچه را با یورتمهای یکنواخت حرکت بده.
Its trot became faster near the gate.
یورتمهٔ آن نزدیک دروازه تندتر شد.
نکتهٔ کاربردی
یورتمه از چهارنعل رفتن (gallop) کندتر است.
