معنی ۱neutral · 95%
وسیلهٔ نقلیهٔ جادهای بزرگی برای حمل کالا
مثالهای طبیعی
A delivery truck stopped outside the shop.
یک کامیون حمل بار بیرون فروشگاه توقف کرد.
The truck was carrying heavy boxes.
کامیون جعبههای سنگینی حمل میکرد.
Several trucks were waiting at the border.
چند کامیون در مرز منتظر بودند.
نکتهٔ کاربردی
truck بهویژه در انگلیسی آمریکایی رایج است؛ در انگلیسی بریتانیایی اغلب lorry استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— کامیونی برای تحویل و جابهجایی کالا

